مجسمه
emotional dark rap man and woman voice انگلیسی با صدای زن
00:00 / 00:00
Lyrics
میخواهم بنویسم از این روزگار و زمان، تلخی این روزها همش میشه بیان، دستامو بگیر بمون تو الان، زجر ها رو میارم حتی به زبان، گرفتارم تو این سایه ها همش مدام، میترسم حتی نگاه میندازم به خدا، آدمها شدن مثل مجسمه، نابود میکنن هر قانونی که باعث شکستمه، سرنوشت این دنیا تو دستمه، کلمات مردم همش رو مغزمه، نور و دور کردن به زور کشور سیاه شده همه چیو میبینم مثل یک کور، آرزو هارو میبریم تو گور، ارزش نداریم حتی مثل یه مور، زندگیهامون شده مثل دریای شور، دنیا نقاب و بردار خودت بکن رو. We got stuck in the shadows, we lost people in the gallows, life is always narrow, we must not be callow, God makes you suffer, it is the reason you are become rougher. من دیدم فراتر از بدی، دنیا مگه میشه بهاشو تو ندی؟ ساختی از آدمها یک قاتل، اینها هست حقیقتهای باطل. I don't know why life isn't easy, اینها هست یه نکته ریزی